| گفتاري از يك همراه كونگ فو كار |
|
منظور از نوشتن اين مطالب تبليغات يا بيان مزيت هاي هنر رزمي كونگ فو نيست. بلكه مي خواهم تصور خود را از اين ورزش براي خوانندگان بازگو نمايم. بشريت از بدو خلقت به واسطه سرپيچي از فرمان الهي دچار سرگشتگي گرديد تا اينكه براي اولين بار پي به عظمت خلقت خويش برده و در حقيقت روان پاك خويش را از لابه لاي اميال و هوس هاي نفساني باز يافته است. يكي از پرثمرترين راه هايي كه بشريت به آن دست يافته ورزش است. هر ورزشي براي خود چه هنگام يادگيري و تمرين يا آموزش آن مهارت هايي را مي طلبد تا فرد بتواند پيشرفت متصور خود را داشته باشد و كمتر ورزشي وجود دارد كه به جنبه ي روحي ورزش كار اهميت دهد. ولي مي توان گفت كه اين ورزش رزمي يك فلسفه انساني و انسان شناسي دارد كه براي همراه خط و مشي تعريف مي كند و سعي دارد همراه را از تمامي جهات ممكن تعالي بخشد فردي تربيت كند كه واقعا روي پاي خود بايستد و از لحاظ اخلاقي و رفتاري بالاتر از حد معقول قرار بگيرد. بنده در مقابل زحمات استاد ان اين ورزش و پويندگان اين راه مقدس سر تعظيم فرود آورده و بر قطره قطره عرقهايي كه بر زمين مي ريزد تا همراهي مراحل ترقي را طي كند و به درجه استادي برسد ارج مينهم . كسي كه فقط هنر رزمي كونگ فو كار كرده شايد قضاوت يكطرفه داشته باشد ولي خود بنده شخصا در رشته هاي مختلف رزمي يا ورزش هاي انفرادي به صورتع آماتوري فعاليت داشته ام و با ورزشكاران برخورد داشته و به خصوصيات آنها واقف بوده ام ولي در مورد خودم فقط اين ورزش تابحال توانسته تاثير جهت دار داشته باشد. بيشترين هدف من از سخن اين است كه ورزشكاران و همراهان عزيز كونگ فو را متوجه مسآله مهمي نمايم آن همانا نيروهاي نهفته پنهاني درون انسان مي باشد كه با دست يابي به اصالت و جوهر اين ورزش و قرار گرفتن در مسير صحيح مي توان بر غم و اندوه و اضطراب نا اميدي خود فايق آمد و مشكلات زندگي را به همت و لياقت خود حل نمايم.بي مربي به جهان شاخه كج راست نشد گر شود راست شجر در اثر تربيت است همراه علي فلاح |